مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
امـشـب دوبـاره در هـوای سامـرائیم پـشـت در ِدارالـشـفـای ســامـرائــیـم روضه به روضه ما گدای سامرائیم سـیـنـهزنـانِ مـجــتـبـای ســامـرائـیـم نـام حـسن آمـد دوبـاره دیـده، تـر شد ماه ربیـع ما خـزانی چون صفـر شد دنیـا نـبـود این مـزد احـسانِ حسنها با بیکـسی سرگـشت هر آنِ حسنها زهرای مرضیه است گریان حسنها ای زهر! میخواهی چه از جان حسنها هر دو حسن پارهجگر رفتند؛ ای وای! با قلب از غم شعلهور رفتند؛ ای وای! امشب فلک، جبریل را بیبال و پَر دید ریحانه را نوحـهکـنان، بهر پسر دید عـالم امـیدش را دوبـاره در سفر دید تنها نه مهدی، یک جهان داغ پدر دید آه ای یـتـیـمـان! رفت بابا در جوانی بـا مـهـربـانـان بـاز شـد نـامـهـربانی ای سامرا! مهمان مظلومت کجا رفت؟ ابن الرضای سومین، پیش رضا رفت آه از نـهـاد مـهـدیِ او تـا خـدا رفـت دور از وطن چون کشتۀ کرببلا رفت خوب است که خار بیابان بسترش نیست چشمی پیِ عمامه و انگشترش نیست شـد سـامـرا کـرب وبـلایـی واحسینا مهـدی کـنـد نـوحـهسـرایی، واحـسینا ای تن که زیر دست و پایی واحسینا تو زیـنت عـرش خـدایی، واحـسـیـنا تـدفـین تو شد مـاجـرایـی، واحـسـینا جای کـفـن در بـوریـایی، واحـسـیـنا |